
مقدمه
آن بخش از دانشجویان انسان شناسی که در ترم گذشته، واحد درسی "انسان شناسی شهری" یا "فرهنگ و توسعه" را می گذراندند بدون شک ترمی سنگین،غمگین و شاید به معنای واقعی کلمه "تلخ "را تجربه کردند.ترم گذشته بیشتر این دوستان را یا در غسالخانه ها یا مجالس ختم و یا قبرستان ها می شد پیدا کرد! موضوع "مرگ" گرچه نزدیک بود و قطعی بود و آشنا ولی درنوردیدن مرزها و ورود غیرمنتظره ان به فضای دانشگاه و کلاس های درس تقریبا همه را شوکه کرده بود.بالاخره ترم تمام شد و هرکس سهمش را از "مرگ" گرفت ولی آن چه باقی ماند دو کنجکاوی ارضاء نشده بزرگ بود:"چرا این موضوع؟" و "در نهایت چه؟" برای همین،عکس ها را بهانه کردیم تا از دکتر سوال اول را بپرسیم و از دوستان محققمان سوال دوم را.نمایشگاه را بسیاری دیدند و از ان بسیارتر نقد بود که ما دیدیم از گو شه و کنار اما... باور کنید از ابتدا هدف "انسان شناسی مرگ از خلال چند عکس نبود" قصد تنها یافتن پاسخ ان دو سوال و از انها مهمتر "تقویت حس اعتماد به نفس" در دوستانی بود که انصافا تحقیقات جالبی انجام دادند و تجربیات بسیاری کسب کردند ولی همیشه تفره رفتند از حرف زدن و شرح یافته ها.گله می کنیم که این عزیزان باز هم تفره رفتند از این نمایشگاه و نشست جانبی اش...
تا وقتی که هنوز خودمان نمی توانیم خودمان را جدی بگیریم آیا کسی ما را جدی خواهد گرفت؟؟؟؟؟این گزارش را در سه بخش "عکس ها و کامنت ها"،"ارائه تحقیق دانشجویی با موضوع سقط جنین در ایران" و "سخنرانی دکترفکوهی" در ادامه همین صفحه بخوانید.
ادامه مطلب

«روز دانشجو»(16 آذر)-دانشکده علوم اجتماعی:
در حالی که "پردیس مرکزی" ،طبق روال هرسال برای نمایشی تکراری صحنه آرایی می کند تالار "ابن خلدون" منتظر است ببیند چند نفر از دانشجویانش حاضرند قید تجمع های تکراری و بی حاصل هرساله را زده و مخاطب میزگرد "حریم شخصی و حوزه عمومی" شوند؟ همایشی که در راستای برنامه های شورای مرکزی «هسته علمی انسان شناسی» جدید با حضور دکتر ناصر فکوهی،دکتر محمدجواد لاریجانی و نیز سرهنگ بیات(معاونت اجتماعی نیروی انتظامی تهران) برگزار شد.یک میز، یک تالار مملو از دانشجو و جلسه ای سه ساعته با حضور یک مدیر انتظامی (که دانشجوی دکترای جامعه شناسی است) ،یک مرد سیاسی (که این روزها سمت معاونت ریاست قوه قضائیه را در کارنامه خود دارد ) و یک استاد از طرف جامعه دانشگاهی. در این جلسه که با ریاست دکتر فکوهی برگزار شد، ابتدا هر یک از شرکت کنندگان نقطه نظرهای خود را در مقدمه ای ارائه دادند، سپس پرسش و پاسخ ها مطرح شد و در نهایت شرکت کنندگان یک نتیجه گیری کلی از صحبت های خود داشتند. در گزارش زیر هر سه بخش مربوط به شرکت کنندگان در قسمت خود او گرد آمده است. خلاصه ای از مباحث این جلسه طولانی را در زیر می خوانید
ادامه مطلب

دانشکده در هفته گذشته میهمان مردی از کشور فرانسه بود که به 7 زبان زنده دنیا مسلط است.سال هاست روی منطقه گیلان کار می کند و از 30 سال پیش تاکنون مطالعات خود را بر ایران همچنان ادامه می دهد.تکنیک،مسکن و معماری و هویت از جمله مسائل مورد بررسی او هستند.جدیدا هم به حیطه ورزش و خصوصا فوتبال علاقمند شده و معتقد است استادیوم ها مکان های فوق العاده ای برای تحقیقات انسان شناسی هستند."کریستین برومبرژه" که مدیر مرکز انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران است به دعوت انجمن انسان شناسی ایران به تالار شریعتی امد و با موضوع "مو،اجتماع و فرهنگ" دو ساعت تمام سالن را میخ خود کرد.او تمام سخنرانی خود را به فارسی ارائه کرد و دقت او در تلفظ صحیح کلمات و حفظ لهجه فارسی واقعا قابل توجه بود.این سخنرانی بسیار جذاب را از دست ندهید!از انجمن انسان شناسی ایران به دلیل برگزاری این برنامه جالب بسیار سپاسگذاریم.
ادامه مطلب
به نظر شما این صندلی های خالی جلسه شورای عمومی جای کی بود؟




به مناسبت 13 آبان نشستی با عنوان آمریکا به مثابه نشانه توسط انجمن اسلامی دانشکده برگزار شد.در این نشست که در دو بخش مجزا برگزار شد ابتدا دکتر فکوهی،کچوئیان و منتظرقائم به بیان نظرات خود پیرامون شکل و دلایل نشانه شدگی آمریکا از نظر فرهنگی پرداختند.در بخش دیگر نیز دکتر صدیق،عبدالهیان و کوثری در این باره بحث کردند.آنچه در ادامه می آید گزارش خلاصه ای از این جلسه است:
فکوهی : آمریکا یک سیستم دوگراست
سیستم آمریکا یک سیستم مانوی است که همیشه یک دوگرایی را به صورت تقابل در داخل خود داشته است.این سیستم طی تاریخ خود همواره به هیولاسازی برخی از گروه ها پرداخته و نوعی فرشته سازی از خودش انجام می داده است.اولین هیولاهایی که آمریکایی ها ساختند سرخ پو.ستان بودند که با صفاتی از وحشی گری و بی تمدنی معرفی می شدند،سرخ پوستان در این تصویر،موجوداتی بودند که پوست سر سفیدان را می کندند که این نگاه کاملا در فیلم های وسترن آمریکایی وجود داشته است.بعد از لغو برده داری و فیصله یافتن قضیه سرخ پوستان،سیاهان وارد شهرها می شوند و در مقابل آمریکایی سفیدپوست پروتستان محترم قرار می گیرند.سیاهانی که به عنوان دزد و جنایتکار معرفی می شوند.بعد از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد،آمریکا را خودش را مظهر آزادی جلوه می دهد و این بار کمونیست ها را به عنوان یک دیگری برجسته می کند.فیلم های جاسوسی ساخت این دوران کاملا مبین این موضوع هستند.با خاتمه یافتن جنگ سرد و خصوصا از سال های 1990 به بعد،آمریکا خود را همچنان جهانی آزاد و لیبرال می داند و مقابل خود مسلمان عرب تروریست را قرار می دهد.آمریکا یک سیستم است و این نشانه سازی جهت حفظ آن صورت می گیرد.نکته قابل اهمیت در مورد آمریکا این است که توانسته حس ethnocentrism خود را جهانی کند.در تمام رسانه های آنها تصو.یر اعراب به صورت بن لادن در مقابل بوش نشان داده می شود. آمریکا یک سیستم بسیار پیچیده است.
ادامه مطلب
دوشنبه ۶/۹/۸۵
ساعت ۱۲:۳۰ــ۲
جلسه ی شورای عمومی
محل تشکیل جلسه :کلاس ۲۰۴
منتظر انتقادات، پیشنهادات و حضور تک تکتون هستیم........ یادتون نره!!!
-
همان طور که وعده شده بود بعد از مراسم تریبون آزاد،ماحصل جلسه و نیز موارد مطروحه در گپ اردوی بابلسر طی یک نامه خطاب به مدیر گروه نوشته شد و هر 18 بند آن در قالب سه جلسه 2 ساعته برای ایشان تشریح گشت.فعلا اجازه انتشار نتایج را نداریم ولی اتفاقات خوبی قرار است بیفتد.
-
برد انجمن راه اندازی شد.هر هفته در برد روی دیوار منتهی به سایت ارشد،سراغ آن را بگیرید.همکار هم لازم داریم شدیدا!
-
قرار است دوازدهم اذر ماه نمایشگاهی از خلاصه عکس ها و کارهای دانشجویان با موضوع "مرگ در شهر" برپا شود.لطفا عکس های خود را به صورت کاغذی یا دیجیتالی تا هفتم آذر ماه به شورای مرکزی انجمن تحویل دهید.خودتان را هم برای نشست "تجربیات میدانی" آماده کنید.
-
جلسات شورای انجمن: دوشنبه هر هفته ساعت 12 دفتر انجمن های علمی؛ورود برای عموم آزاد است.
-
مطالب ،مقاله ها و خلاصه تحقیقات خود را جهت درج،به مسئول وبلاگ : نگین سبکتکین یا زهرا غزنویان بدهید.
زهرا غزنویان "دانشجوی سال چهارم" :مدت هاست موضوعی ذهنم را به خودش مشغول کرده است؛شاید دقیقا از وقتی که آخرین پرستار کوثر(دخترخاله ام)را به دلیل مسائل اخلاقی اخراج کردند و او هر صبح به مهدکودک کاملا اختصاصی خاله(!)سپرده می شود.حضور مستمر این دختربچه 3 ساله در خانه ما مرا دچار وسواس و دقت نظر خاصی کرده که نمی دانم نامش را چه باید بگذارم؟او برایم سوژه ای شده که من حتی از خلال توالی واژگان من درآوری نامفهومش دنبال معنا و قاعده می گردم و با تمرکز روی آن جمله مشهور دکتر فیاض که "فرهنگ،نرم افزار انسان است." دنبال آنم که ببینم ما از این کودک چه می سازیم؟روزهای اول، یکی از مهمترین مشکلات من این بود که نمی توانستم خوبی یا بدی بعضی کارها را باگفتگو و مصالحه به او تفهیم کنم و خوب گاه کار به دعوا و خشونت می کشید.من از خودم می پرسیدم:"در شرایطی که یک انسان هنوز منشا درونی برای سنجش خوب و بد امور ندارد و خوبی یا بدی یک پدیده به خودی خود و فقط صرف تبعات و نتایجش برایش قابل تفهیم نیست چه کار باید کرد؟" و آنجا بود که طی یک اتفاق به نقش ترس از منشاهای بیرونی فرهنگی پی بردم.ما همیشه در کودکی از چیزهایی ترسانده می شویم و همین ترس،ما را از انجام بعضی کارها یا حضور در برخی مکان ها و یاارتباط با برخی گروه ها و افراد که به صلاحمان نیست منع می کند.ترسی که خود وجود آن،طریقه ایجاد و اعمال و نیز حلول ان در پدیده ها ،خود امری فرهنگی و وابسته به زمان و مکان است.ما از چه چیزهایی می ترسیم؟این ترس چه طور ایجاد می شود و چه کارکردهایی دارد؟چه رابطه ای بین عناصر ترسناک و سبک زندگی ما هست؟در این نوشته سعی دارم پاسخ به این سوال را از خلال تجربیات سه نسل(دخترخاله ام،خودم،مادرم) بررسی نمایم.
ادامه مطلب

