تبليغاتX
انسان شناسان
مردم شناسی رشته ایست که احتیاج به گفتن ندارد چشمهایت را باز کنی تو هم یک مردم شناسی...

در تعریف دو علم انسان شناسی و ادبیات دشواری های زیادی وجود دارد.

اولین سختی که می بایست بدان توجه کرد همان تعریف این مفاهیم است که بسایاری از نکات رابطه بر

 این تعاریف استوار است.

انسان شناسی : شناختی است قاعده مند  از فرهنگ و مصنوعات ساخت انسان و جهانی که در آن

انسان معنا پیدا می کند. رویکرد انسان شناسی کاملاْ نسبی بوده و کل گرایی را در نگاه به پدیده ها از

الزامات خویش می داند.

ادبیات در معنای بسیار ساده به طرز نوشتن یا در کل به هر گونه فکر کردن بر روی کاغذ گفته می شود

که انواع و اقسام بسیاری دارد ، از سبک های شرقی مانند :غزل و نثر و .... تا اروپایی که :رئالیسم و

سورئالیسم و... است

خب از این تعارف جدا از هم نیز می توان به پیوند میان این دو رشته پی برد.

ادبیان و انسان شناسی در هیچ مرحله ای از یکدیگر بی نیاز نیستند زیرا که حتی مقالات کاملاْ علمی

که ساختار و زبان خشک و ساده ای دارند نوعی از انواع ادبیات است ، از طرف دیگر از آن جا که نوشتن 

(لازمه ادبیات)از مصنوعات فرهنگی انسان است شناخت نسبت به نوشتن از ارکان مهم ادبیاتی دانسته

 خواهد شد(ادبیات شفاهی از وصنوعات فرهنگی انسان است).

نا گفته نمایان است که ادبیات و انسان شناسی هم مرتبه یکدیگر نیستند.یعنی انسان شناسی

نوشتن را جزیی ازتفکر (تفکر نوشتاری)  و ادبیات تفکر نوشته شده را ادبیات می داند.

اینکه کدام مقدم و کدام موخرع یکدیگر است در این مجال اهمیتی ندارد . اما لزوم هم مرتبه نبودن این دو

 بنیان ، ضروری است.

وینکنشتاین فیلسوف و متفکر بریتانیایی می گوید : تمام مشکلات فلسفی از ان جا آغاز می شود که

زبان ما قابلیت بازگویی مطالب محدودی را دارد.

نظر وی در سالیان بد بصورت نظریه ی( گره ی زبانی) کاملتر شد و از ایراداتی که به زبان وارد امد نطق

دیالکتیکی زبانی است!

این منطق زبانی بر دو گانگی های زبان استوار است. یعنی ما هیچ مفهومی را درک نمی کنیم مگر با

استناد به متناقض خویش، گرما- سرما . تر - خیس و...

حال اینکه ما با استناد بر این نظام زبانی نوشتار خویش را ادبیات می خوانیم حاصل نوع تفکر بسته ی

 ما نسبت به چهار چوبی است که در ذهن ما بدین گونه بنا گشته است.

یعنی ار ا این محدودیت های زبانی را نداشتیم آیا باز هم نوع نوشتار ما بدین گونه بود.

در کل انسان شناسی به دنبال یافتن پاسخ به این سئوال است که ادبیات در هر سبک و شکلی از

شرق تا غرب حامل یک نسبی نوشتن نهان در خویش است که در بسیاری از مواقع ما هیچ گونه

شناخت و معرفتی بدان نداریم.

در زبان بسیار ساده تر یعنی هر آنچه ما می نویسم کل مطلب روی داده نیست . اگر ما بصورت کاملاْ

هیبر رئالیسم هم بنویسم ابزار نوشتاری ما خود نسبی است و جواب هم تمام ان چه روی داده است

نخواهد بود .

(م.الف)


از آن ناحیه که در هنگامه تعطیلات نوروزیم برادران و خواهران انسان شناسی و ادبیات لطفاْ مقداری سرانه مطالعات خویش را ارتقا داده و روح مخترع کتاب را شاد نمایید.

سال نو مبارک

تعطیلان نوروزی گوارای وجود

 

 

نوشته شده توسط مردم شناس در ساعت 18:1 | لینک  |