<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>انسان شناسان</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/</link>
<description>اینجا وبلاگ انجمن علمی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بود ...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 09 Oct 2008 21:26:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مرثیه ای بر انسان شناسان</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 382px; HEIGHT: 232px&quot; src=&quot;http://www.khodabakhsh.info/logo.jpg&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0)&quot;&gt;&lt;BR&gt;به قلم حامد جلیلوند&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;برای تو، برای خودم و شاید هم برای دیگران، خواندن و نوشتن از آنچه دیروز گذشتگانمان بوده و امروز ما و فردای دیگرانی است که آمده اند و خواهند آمد خوش آیند نباشد اما لازم است. تاریخ ما مملو از ویران کردن هاست. ما عادت کرده ایم همیشه از صفر آغاز کینم. هیچ وقت شاگردان خوبی برای تاریخ نبوده و نیستیم. نه فقط تاریخ که حتی علوم انسانی و رویکرد انتقادی به جامعه، نتوانسته برای ما آینه ای باشد که خودمان را در آن بنگریم. زمانی که ما به دانشکده علوم اجتماعی رسیدیم کوله باری داشت سنگین از ناهمراهی ها و امروز هم همان حکایت باقیست. همیشه برای ساختن اول ویران می کنیم و چون ناتواتیم از ساختن، ویرانه را به امید آباد کردن جایی دیگر رها می کینم، جایی که برای ساختنش باید اول ویران شود... نمی توانیم بسازیم چون ساختن به تنهایی ممکن نیست و از این ناممکن تر برای ما همراه بودن و با هم بودن است. این جا همه می خواهیم در عین داشتن اقتدار و قدرت در گروه هم باشیم. همه می خواهیم &quot;من&quot;  بودنمان باشد و هم &quot;ما&quot; باشیم. شاید این میراث فرهنگی ماست، شاید این ارثیه تاریخی پدران ماست، اما این هرچه که هست برای ما جز ناتوانی و عقب ماندگی هیچ نداشته و ندارد. اگر گروهی هم چند صباحی با هم می مانند و قدمی کوچک برمی دارند، انگار که هزار دست نامرئی اما نه از جهانی دیگر که از درون همان گروه بر ضد خودش در کار است. هزینه های کارهای گروهی ما آنقدر بالا می رود که دیگر امکانی برای با هم بودنمان نمی گذارد. بدون شک تا زمانی که شیوه و سبک زیستمان چنین است کاری پیش نخواهد رفت و قصه ما همان قصه پدرانمان است، همان ویران کردن ها و نساختن ها. انسان شناسان هم مثل تمامی گروه های دانشجویی روزی شکل گرفت و بعد از رفتن گروه اولش نه به دلیل ضعف گروه دوم که شاید بیشتر به دلیل سرنوشت تکراری همه گروه هایی از این دست با تمام دلایلی که می توان برایش برشمرد، ناتوان و ناتوان تر شد. شاید من و توی دانشجوی علوم اجتماعی بهتر باشد به جای آنکه به تحلیل ساختارهای کلان جامعه ایران بپردازیم و در این باب سخن سرایی کنیم، کمی به خودمان بیندیشیم: به چگونگی و چرایی خودمان. این مفاهیم را کجای رفتارهای من و توی انسان شناس باید جست. نسبیت، قوم مداری و خودمداری، امیک و اتیک و ... امروز که علوم اجتماعی از مهمترین دانشهای مدیریتی در سطح جهان است؛ چرا دانشکده ای علوم اجتماعی در مدیریت خودش ناتوان است؟&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;این تجربه هم مثل بسیاری دیگر از تجربه های همانندش رو به خاموشی گذاشته و شاید هم خاموش شده است اما ای کاش برای من و تو و شاید دیگرانی که آمده اند و می آیند درسی داشته باشد.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0)&quot;&gt;به قلم زهرا غزنویان&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;کارکردی هم که نگاه کنی، هر عنصر فرهنگی تا زمانی باقی می ماند که نیازی به آن وجود داشته باشد و بتواند سودمندی خود را توجیه کند. من دیگر، توجیهی برای ماندن این خانه ندارم. لطفا انسان شناسان را به خاطره های ما پس دهید تا لااقل بتوانیم نوعی کارکرد هویتی برایش قائل شویم، اینجا اگر برای عده ای بی معنی است، اگر برای عده ای بازیچه است و اگر برای عده ای محل تسویه حساب های شخصی، برای عده ای هم پر از خاطره هایی از کار علمی و گروهی و جدی است، باور کنید! &lt;BR&gt;تطوری هم که نگاه کنی، آیا به سمت بهتر شدن می رویم؟ آیا مسیر ناگزیر فرآیندهای فرهنگی، تکامل است؟ آیا انسان شناسان از دیروز تا امروز به گروهی منسجم تر و قوی تر تبدیل شده است؟ شاید هم به جبر قانون انتخاب طبیعی داریم حذف می شویم اما در مقابل کدام گزینه بهتر و قوی تر؟&lt;BR&gt;ساختاری هم که نگاه کنی، روزی که ویرانه های گروه های قبلی را نظافت می کردیم تا آبادی انجمن علمی خودمان را بر رویش بسازیم نشریه ای دانشجویی – انسان شناسی پیدا کردیم از بچه های دوره های قبلی. تازه وارد دانشگاه شده بودم که جبار رحمانی داشت درسش را تمام کردم، قصه آن نشریه را سوال کردم و گفت:&quot; ما هم قبل از شما انجمن علمی زدیم اما دوام نیاورد.&quot; چرا؟ پاسخی نداشت، شاید هم قصه سر دراز داشت. حالا اگر خوشبخت باشیم چند سال بعد دوباره گروهی می آیند و بر ویرانه های ما عمارتی بنا می کنند و احتمالا هرگز هم نمی فهمند بر ما چه رفته است، همان طور که ما نفهمیدیم. فکر نمی کنید کار گروهی در بین ما یک ایراد ساختاری درست و حسابی دارد؟&lt;BR&gt;من بیشتر از این تئوری انسان شناسی بلد نیستم، اما همین ها هم مجابم می کند که بس است و ماندن جایز نیست. امروز انسان شناسان تعطیل می شود و من برعکس روزی که مطلب کودتا را نوشتم نه از کسی اجازه می گیرم و نه معذرت می خواهم و نه منتظر می مانم، این خانه یتیم تر از آن است که فکر می کردم. انسان شناسان دیگر تنها به خاطرات چند نفر تعلق دارد و این معامله که سپرده می شود به نسل های بعدی و ورودی های بعدی و دانشجویان بعدی، در همین جا فسخ می شود. انسان شناسان را به خاطره های ما پس دهید و آشفتگی ها و سرگردانی ها و دعواهایتان را به جای دیگری ببرید که اینجا برای دعوا ساخته نشده است! &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 21:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوالات الدانشكده العلوم الاجتماعي ، ‏في دانشجاه التهران</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;به قلم یاسمن اوحدی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينجا دانشكده علوم اجتماعي است!! نه برگ چغندر!&lt;br /&gt;خب!!دانشجويان عزيز و مهربون و با حال و ناز و با كلاس ايران زمين!!بالاخره سال جديد و ترم جديد براش شما عالمان علوم اجتماعي با كلاس و مهربون و ناز و عزيز شروع شد!!اما بشنويد از...&lt;br /&gt;- چي؟!هوشنگستان؟!نه!!عجله نكن!!تا يك ماه  ديگه همه اينجا براد پيت ميشن!!&lt;br /&gt;- دانشكده ي سرعت العمل!!اينجا انگار روزها 48 ساعته هستند !!&lt;br /&gt;- اطلاعات و روز آمدي و تكنولوژي و آشنايي با ابزار مدرن در اين دانشكده بيداد مي كند!!به جان خودم !!: در كلاس رو باز كني ‏، پرده ميافته پايين ، صندلي چپ مي كنه ، تخته صدا مي ده!!&lt;br /&gt;البته ناگفته نماند ، ما اينجا واحد تربيت بدني مان را هم با power point مي گذارنيم !!&lt;br /&gt;- سركلاس يكي مي آيد !ده تا مي روند!! اما امان از موقع ناهار!!!تعداد افراد توي سلف ، چيزي در حد اعداد غير قابل شمارش مي شود !!&lt;br /&gt;- آنقدر اينجا نبوغ زياد است ، كه فكر كنم نه تنها برق ، كه اختراع آمريكا هم كار ما عالمان علوم اجتماعي بوده!!&lt;br /&gt;- استاد نگو ، مربا!! فقط خدا نكنه ما دانشجوها رو با دشمن پدرشان اشتباهي بگيرند!حالا بنداز ، كي بنداز!!&lt;br /&gt;- داراي گل ترين . ماه ترين ، فعال ترين ، جينگيلي ترين دانشجويان دانشكده هاي ايران !!&lt;br /&gt;اصلا به روايتي فرزاد حسني هم فارغ التحصيل همين داشكده بوده!!&lt;br /&gt;- البته ا.ضاع اينجوري ها هم كه شما فكر مي كنيد كم الكي نيست !!اينا رو گفتم كه يه چيزايي دستتون بياد !! وگرنه آنچه خوبان عالم همه دارند ، ما يكجا داريم !! به جان خودم !!&lt;br /&gt;- و اكنون ! ما انسان شناسان ناز و قشنگ و عزيز و مهربون ، لطف و سپاس و مخلصيم و در خدمتيم و خوش آمديد و تبريكمان را با تمام وجود براي شما ورودي هاي 87 ناز و قشنگ و عزيز و مهربون پرتاب مي كنيم!! به جان خودم!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 21:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کودتا در انسان شناسان</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 290px; HEIGHT: 227px&quot; height=281 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://lh5.ggpht.com/hamed.j/SNaEt5M7klI/AAAAAAAAAFs/InawYQ79Tno/s400/so1rg8.jpg&quot; width=222 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;۶ نفر به بازی دعوت شده اند...&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;سلام، ببخشید که بی اجازه این پست را اینجا می گذارم. دلم گرفته بود، صفحه اصلی بلاگفا جلویم باز بود، ناخودآگاه به یاد روزهای دانشجوییم پسوردی را که همان موقع برای این خانه انتخاب کرده بودم وارد کردم و در کمال تعجب دیدم که صفحه مدیریت باز شد!! من هم وسوسه شدم که چند کلمه ای بنویسم، به عنوان کسی که این خانه را اولین بار خودش ساخت و بیش از یک سال، چراغش را روشن نگه داشت و درش را به روی همه باز...&lt;BR&gt;6 ماهی است که هر روز به انسان شناسان سر می زنم، درش بسته و سطرهایش خاک گرفته. آخرین مطالب هم خیلی هول هولکی وارد شده اند، به طوری که حتی فونت و قلمشان با فونت و قلم سایر مطالب همخوانی ندارد. با این حال از تاریخ همان مطالب اخر هم بیش از 6 ماه می گذرد. فردا اول مهر است، گفتم شاید به یمن این روز که در فرهنگ ما معنای استعاری ای از یک شروع تازه است چند خطی اینجا نوشته شده باشد ولی... غربت این خانه در این روزها مرا یاد خانه مخروبه مادربزرگ می اندازد که مدت هاست تار عنکبوت قفل درش باز نشده و از آن برای من، تنها یک حس دلتنگی توام با حسرت باقی مانده و نیز یک دنیا خاطره از آدم هایی که رفته اند و دیگر نیستند و نمی دانم کجایند. &lt;BR&gt;سهم من از انسان شناسان هر چه بود برداشتم و رفتم، و امروز گه گاهی که مسیرم به پل گیشا می افتد پاهایم سست می شود و به هر بهانه ای که شده سرکی به دانشکده می کشم. سهم من از انسان شناسان، لذت انسان شناسانه دیدن و نوشتن و فکر کردن و حتی لذت انسان شناسانه انتخاب کردن و انتخاب شدن و انسان شناسانه ازدواج کردن و امروز، داشتن همسری انسان شناس است که بخشی از تاریخچه رابطه ما در سطر سطر همین خانه جا مانده است. سطر سطر این خانه برای من پر است از نوشته های حامد و نوشته های خودم و نیز نوشته های فاطمه و هلیا و زهرا میلانی، لیلا صادقی تبار و محمدرضا جعفرآقایی و اووووووووووووووووووه. روزگاری داشتیم.&lt;BR&gt;اول مهر است و با شما هستم بچه های سال اولی ای که این روزها شاد و پرانرژی، مراحل ثبت نام را طی کرده و عازم کلاس های درس انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می شوید، درست مثل 5 سال پیش ما و هم کلاس هایمان. راستی، کجایند آنها؟ بچه های شاد و پرانرژی ورودی 82،83،84... کجایند که خنده هایشان سکوت مرگبار این خانه را بشکند؟ خانه ای که حدودا نیم سال است که کسی در آنرا نزده است؟ با شمایم...&lt;BR&gt;بر من چه رفته است پس از ضربه تبر احساس می کنم که خودم نیستم دگر&lt;BR&gt;سروی که در مقابل باد ایستاده بود حالا نگاه کن شده کبریت بی خطر&lt;BR&gt;می خواهم با اجازه مسئول وبلاگ ( که البته نمی دانم دیگر کیست؟) و به حکم سنت بازی های اینترنتی، یک بازی را شروع کنم که هر کداممان بنویسیم برای ورودی های جدید، از انسان شناسی، انسان شناسان، دانشکده و هر آنچه در تجربه خود دیده ایم. برای شروع بازی هم از ۶ نفر دعوت می کنم که بنویسند: &lt;A href=&quot;http://hamije.com/&quot; target=_blank&gt;حامد جلیلوند&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://ensanshenas.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;فاطمه سیارپور&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.ensanshenasanejavan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;هلیا بهرامی&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://ethnocultural.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;محمدرضا جعفرآقایی&lt;/A&gt; و نگین سبکتکین و یاسمن اوحدی.)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;( لطفا تا پیدا شدن مسئول فعلی وبلاگ و انداختن زحمت مدیریت این بازی بر دوش او، نوشته هایتان را به ایمیل زهرا غزنویان بفرستید.)&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;mailto:M_ghaznavian@yahoo.com&quot;&gt;M_ghaznavian@yahoo.com&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;باز هم از مدیریت وبلاگ معذرت می خواهم، اسمش را می توانید بگذارید یک &lt;STRONG&gt;کودتا در انسان شناسان&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 12:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آسیب شناسی جنسی(2)</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.kalameh.com/usr/articles/article_236/masihiat-va-hajens-garaei2.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در دو دهه آخرقرن 19 یک دیدگاه متفاوت برای مسلط بودن در حوزه های پزشکی و روان پزشکی شروع شد؛ قضاوت کردن مخصوصا رفتار را حاکی از یک نوع فرد با گرایش جنسی پایدار تعریف شده، مرتبط دانستن. کارل ماریا کرت بنی اصطلاح هم جنس گرا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;homo sexual&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را در سال 1869 در یک نشریه جنجالی بر ضد قانون &lt;/SPAN&gt;anti sodomy&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ابداع کرد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2008 18:10:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آسیب شناسی جنسی (1)</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هم جنس گرایی:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از دیدگاه لغت شناسی، لغت &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;homo sexual&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;یک لغت دوریشه ای لاتینی و یونانی است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Homo&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;(که اغلب اشتباه گرفته می شود با معنی متاخر لاتین آن به معنی انسان مثل &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;homo sapiance&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;) از لغت یونانی برای &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;same&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;(یکسان) مشتق شده است. بنابراین &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;homo sexuality&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; اعمال و تاثیرات جنسی بین اعضای یک جنس یکسان معنی می دهد شامل &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;lesbianism&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;در جهان انگلیسی زبان اصطلاح &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;gay&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در جزوه فرهنگ برای دهه های قبل از عمومی شدن این اصطلاح به وسیله حرکتهای حقوقی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;gay&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ها در 1970 استفاده می شد. در معنای کلی آن مخصوصا در تیتر و گزارشهای رسانه ای برای اطلاق به معنی عام هم جنس گرایی اغلب مورد استفاده قرار می گیرد، هر چند همیشه &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;lesbian&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; به هم جنس گرایی مونثها اطلاق می شود.رفتار هم جنس گرایانه در بین حیوانهای بی شماری غیر از انسان مخصوصا در بین حیوانات اجتماعی رخ می دهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نگاه کلی:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هم جنس گرایی به عنوان یک جلوه از فرهنگ انسانی از ابتدای تاریخ بوده است و به طور کلی و خیلی واضح در یونان باستانجذابیت اروتیک و رضایت جنسی بین مذکرها دیرینه بوده است،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;به عنوان بخش قابل قبول از یک رفتار فرهنگی. در فرهنگهای زیر سلطه ادیان ابراهیمی قانون و کلیسا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;sodomy&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;را به عنوان یک تخلق ضد قانون الهی و یک جرم ضد طبیعت بنیان نهادند. به وسیله انتخاب برای مجازات سخت شامل تنبیهات شدید؛ اغلب کتک زدن به وسیله ابزار داغ شده در آتش به منظور پاک کردن عمل غیر مقدس. محکومیت نفوذ سکس در بین مردان به هر حال اجرا شد.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;در یونان باستان تم عمل بر ضد طبیعن تلقی می شد که این امر به خوبی در آثار افلاطون قابل ردیابی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Mar 2008 15:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در باره کتاب شهریار جدید آنتونیو گرامشی</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نسخه نویسی برای دیگران&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در باب آنتونیو گرامشی نوشتن، یک مزیت جالب و منحصر به فرد دارد. اما&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;با فیلسوفی مواجهیم که موثرترین دوران زندگی اش را در زندان سپری کرده است. فیلسوف ایتالیایی ما از این حیث نمونه اعلای ایده های مارکس در خصوص پراکسیس (آگاهی-عمل) است. گرامشی هم دستی بر آتش فلسفه داشت و هم پایی در گلیم سیاست و این گلیم سیاست بود هنگامی که از زیر پای او کشیده شد، برایش محبس به ارمغان آورد. با این حال او در زندان نیز تفلسف را رها نکرد. گمان غالب بر این است که متفکران هنگامی که رابطه شان با جامعه قطع می شود و محصور حصار حبس می شوند، یکه نگار می شوند و به &quot;خود&quot; می پردازند، اما گرامشی از فلسفه ورزیدن در زندان، به زندان فلسفه نرسید و کاملا باز و اساسا بنیادین به جهان اجتماعی خویش پرداخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-IE&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-CA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 17:21:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کیلفورد گیرتز</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;درباره رویکرد معنا شناختی کیلفورد گیرتز ؛ انسان شناس تفسیری به دین&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;باور کن تا بدانی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با وجود غنای ادبیات انسان شناختی در مورد دین در کشور ما عموما آشنایی اندکی با آن وجود دارد. طیف گسترده ای از مطالعات انسان شناختی میدانی و نظری در مورد دین موجودند که به ویژه طرح بعضی از آنها برای خواننده وطنی خالی از لطف نیست. در این میان شاید طرح آرای کیلفور گیرتز به دلیل تاثیرگسترده وی بر انسان شناسی معاصر خالی از فایده نباشد. هر چند کارهای گیرتز اختصاصا درباره دین نیست اما بخش قابل ملاحظه ای از آثار لو درباره دین است. از میان آثار او درباره دین مقاله مفصل و مشهوری با عنوان &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri&quot;&gt;&quot;دین به مثابه یک نظام فرهنگی&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; اهمیت ویژه ای دارد. اهمیت این مقاله از این جهت است که گیرتزدر آن با زبانی نظری به طور کامل به ارائه رویکردش به دین می پردازد و رای خود را در این باره به شیوه ای نظام مند مطرح می کند. در این مقاله او ابتدا عریف معروفش از دین را که بارها نقل قول شده است ارئه می دهد و تفصیل این تعریف در واقع تفصیل نظرش درباره دین است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 Feb 2008 08:20:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خود و دیگری</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;تقابل خود در برابر دیگری در بنیان انسان شناسی قرار دارد. تقابلی که ناشی از مبادی تاریخی انسان شناسی به عنوان رشته ای است که متعاقب تجربه استعماری و در نتیجه برخورد جوامع اروپایی با جوامع و مردمان غریب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Calibri; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;exotic&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;2  Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; پدید آمد. و در این برخورد آنچه بیش و پیش از همه جلب نظر می کرد، تفاوتهای دیگران بود. یکی از چشمگیرترین این تفاوتها تفاوت رفتارها و باورهای دینی بود. مسیونرهای دینی پا به پای ماموران استعماری به مستعمرات وارد شدند و قابل تصور است که امور دینی بیش از امور دیگر مطمح نظر آنها قرار می گرفت. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 13:12:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسان شناسی زیستی</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دانشمندان به تازگی در کشور ترکیه یک فسیل انسانی را کشف کرده و با بررسی آن دریافته اند که صاحب این فسیل مبتلا به بیماری سل بوده است. کارشناسان معتقند سابقه بیماری سل به چندین هزار سال پیش برمیگردد و این بیماری از بقایای مومیایی های مصر و پرو هم به دست آمده است. بیماری سل توسط باکتری مایکروباکتریوم توبر کلوزیس به وجود می آید و می تواند در همه اعضای بدن تاثیر بگذارد ولی بیشتر به ریه ها حمله می کند. ابن بیماری به غیر از ریه می تواند بر روی غدد لنفاوی، استخوانها و مفاصل، ستون مهره ها و دیگر اعضای بدن تاثیر گذار باشد. دانشمندان با بررسی این فسیل که قسمتی از جمجمه سر انسان است، ضایعات و آسیبهایی را در استخوان مشاهده کرده اند و با توجه به شکل و موقعیت آسیبها به این نتیه رسیده اند که این فرد به نوعی بیماری مبتلا بوده است که به جداره های مغز حمله می کند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بر اساس تحقیقات و نظر دانشمندان ، این فسیل متعلق به یکی از ساکنین افریقاست که مهاجرت کرده است. مهاجرت افراد تیره پوست و سیاه پوست به مناطق استوایی باعث کاهش ویتامین &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;D &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و به دنبال آن ضعیف شدن دستگاه ایمنی بدن می شود؛ چرا که ویتامین &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;D&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در برخورد نور خورشید با پوست بدن تولید می شود و افرادی که پوست تیره ای دارند، تیرگی پوستشان باعث می شود بدن آنها در برابر پرتوهای نور خورشید محافظت شود و از آسیبهای نور فرابنفش نیز در مان باشند. در عین حال همین موضوع باعث کاهش تولید ویتامین &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;D&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به گغته محققان، تولید ویتامین &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;D&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در پوست باعث ایجاد اولین خط دفاعی بدن در برابر عفونتها و بیماریها می شود و به نظر می رسد همین موضوع باعث ابتلای این انسان به بیماری سل شده است. پیش از این نیز یک مورد از مشاهده بیماری سل در فسیل انسان در کشور ایتالیا به ثبت رسیده بود. البته دانشمندان در این مورد چندان مطمئن نیستند و به دلایل محکم تری برای ربط دادن این ضایعات و آسیبها به بیماری سل نیاز دارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;منبع: بی بی سی 7 دسامبر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Dec 2007 14:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب یلدا در کرمان</title>
<link>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: &apos;Edwardian Script ITC&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Edwardian Script ITC&apos;&quot;&gt;شب یلدا که در اصطلاح محلی به آن &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&quot;شب چله&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;گفته می شود، آغاز زمستان و طولانی ترین شب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سال است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: &apos;Edwardian Script ITC&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Edwardian Script ITC&apos;&quot;&gt; یک کارشناس مردم شناسی در مورد آداب و رسوم مردم کرمان در شب چله گفت: در این شب معمولا اعضای خانواده در خانه بزرگترها دور هم جمع می شوند و با سرگرمیهای متنوع تا پاسی از شب بیدار می مانند. فاطمه رضا پور به ایرنا گفت: میزبانان در این شب با تهیه کردن میوه، شیرینی و آجیل از مهمانان خود پذیرایی می کنند در قدیم در این شب بزرگترها به خواندن اشعار حافظ می پرداختند که در حال حاضر رونق چندانی ندارد. وی گرفتن فال نخود، فال حافظ، و چهاربیت خوانی را از دیگر آئینهای مرسوم گذشته در این شب ذکر کرد. این کارشناس مردم شناسی افزود: از زمانهای دور خوردن هندوانه از بین سایر میوه ها بیش از همه مورد توجه قرار داشته است. او در مورد این امر گفت: مردم در گذشته بر این باور بودند که اگر در این شب هندوانه بخورند سرما و لرزی که در این شب در اثر خوردن هندوانه بر آنها مستولی می شود باعث می شود از گرمای تابستان رنج نبرند و همچنین از گزند حشرات موذی در تابستان در امان بمانند. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Dec 2007 14:41:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ensanshenasan&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>ensanshenasan</dc:creator>
<guid>http://ensanshenasan.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
