از کنار هم می گذریم ...

از کنار هم می گذریم به سادگی ،بی توجه به یکدیگر رد می شویم...

از کنار هم می گذریم بدون اینکه بدانیم چه قدر  در زندگی یکدیگر تاثیر داریم.از کنار هم میگذریم بدون آنکه بدانیم که دیگری ای وجود دارد .بدون این که لحظه ای باستیم و تامل کنیم .می دویم به سرعت با کم ترین مکث و تامل.همیشه عجله داریم همیشه شتابان.

سرعت من 180 سرعت تو 200 دیگری؟!

با نهایت توان می دویم با نهایت قدرت.همیشه عجله داریم و همیشه وقت کم است و زمان محدود.

به ثانیه ها نمی ر سیم .عقربه ها سریع تر از ما هستند.در سیاهچال سرعت محبوسیم و بیهوده دست و پا میزنیم.عجله داریم ولی برای چه؟برای رسیدن به کدام هدف والاست که اینگونه در شتابیم؟برای رسیدن به کدام کلید طلایی؟

هی تو !بایست!بایست و لحظه ای در درونت تامل کن.این همه شتاب برای چیست؟می دانی؟ایستاده ای بنا به در خواست من .اما ذهنت هم چنان در شتاب است .عجله از پشت آیینه ی چشمانت برا یم دست تکان می دهد....میفهم و کنار میکشم .از کنار من میگذری به سادگی و با نهایت شتاب.....

 

آی آدم ها یک نفر دارد که دست و پای دائم میزد در آب...می بینیدش؟؟

با تشکر از خانم زهرا ابطحی دوست عزیزم