انسان شناسی پزشکی کاربردی
آنچه در زیر می آید مقاله دکتر پیمان متین مدرس درس انسان شناسی پزشکی در گروه مردم شناسی دانشکده است که پیرامون همایش پیشین انجمن با موضوع انسان شناسی کاربردی تهیه شده است.
چکیده:
هدف این مقاله ارائۀ دیدی است از انسان شناسی پزشکی کاربردی تا دانشجویان و محققان ضمن آشنایی بیشتر با مفاهیم این حوزه ، از الگوهای موجود، برای استفاده در طرح های پژوهشی خود بهره ببرند.
مقدمه:
تجربۀ ناخوشی [1] و رنجوری [2] در همۀ انسان ها، در هر جای جهان، وجود دارد؛ اما بروز و تظاهر آن عمیقاً متأثر از بافت فرهنگی و تاریخی آنهاست.
رویکرد انسان شناسی پزشکی به مفاهیمی چون بیماری، ناخوشی، بهداشت، بهداشت، سلامتی، شفا و درمان عبارت است از : مطالعۀ نمودهای فرهنگی و زیستی مفاهیم فوق؛ بررسی نظام فکری و اعتقادی و رفتاری انسان ها در قبال تعادل و عدم تعادل روحی و جسمی و تعاریفی چون خوب بودن یا نبودن ؛ تجزیه و تحلیل علل اقتصادی و سیاسی در نابرابریهایی بهداشتی و بی عدالتی های درمانی؛ تحقیقات کاربردی به منظور توسعه و ترقی بافت اجتماعی خدمات پزشکی و درمانی در روند جهانی شدن[3]؛ مطالعۀ نگرشها و رفتار کارگزاران نظام بهداشت و درمان در جوامع پیشرفته و در حال پیشرفت و مقایسۀ آنها ؛ ارزیابی ساختار علمی طب نوین غزلی و قیاس آن با باورها ، اعتقادات ، مناسک و اعمال پیچیدۀ نظامهای طبی جانبی و غیر غربی مثل طب چینی، هندی، ژاپنی، آفریقایی و طب جهان اسلام.
ازارائه تعریفی مختصر ازانسان شناسی پزشکی و تاریخچۀ آن،برخی اصول و دیدگاهها در این رشته،معرفی می گردد.
تعریف:
به طور خلاصه، انسان شناسی پزشکی شاخه ای از علم انسان شناسی است که در چارچوپ نظریه های موجود به بررسی و تحلیل روابط بین فرهنگ هر اجتماعی با علل، دامنه و شناخت بیماری و ناخوشی از یکسو، و عکس العملها، راهکارها و رفتارهای متقابل افراد در پاسخ به بیماری و ناخوشی از سوی دیگر می پردازد. ( بائر و دیگران ، 1997) از این تعریف مدرسی که بگذریم می توان گفت: انسان شناسی پزشکی، مطالعۀ رفتار و واکنش انسان است نسبت به آنچه بیماری می خواندنش ، در قالب بافت فرهنگی و اجتماعی ای که متعلق به اوست. با این حال باید یادآور شد که گسترۀ وسیع مفاهیم مورد نظر در انسان شناسی پزشکی ، ارائه تعریفی موجز و مختصر از آن را دشوار می سازد.
سابقۀ انسان شناسی:
در واقع تبادلات بین انسان شناسی و علم پزشکی به اواخر قرن نوزدهم بر می گردد، به ویژه آثار رودولف ویرچو[4] پاتولوژيست علاقه مند به پزشکی اجتماعی که در این امر پیشگام بود. ( بائر و دیگران، 1997 )
هر چند دیدگاههای ویرچو در قالب انسان شناسی پزشکی از دهه ی 1970 مطرح شد اما تاریخچه ی این دانش را به عنوان یکی از زیر شاخه های انسان شناسی باید از دهه 1950 دنبال کرد. آثار اولیه عمدتاً بر توصیف فرهنگهای سنتی و نظام بهداشت و سلامت آنها تاکید داشتند، از جمله آثار کلمنتس[5] (1932 )، ریورز[6] ( 1924 )، اوانس ـ پریچارد[7] (1937 )، اکرکنخت [8] (1943، 1944، 1946 ). (کانسیگلیر، 2001 )
ریشه های انسان شناسی پزشکی نوین را در تلاقی دیدگاه های علمی و رفتارهای سیاسی ناشی از جنگ جهانی دوم باید جستجو کرد. در دهه 1950 بسیاری از انسان شناسان بر روی معضلات بین المللی در خصوص بهداشت و سلامت جوامع کار می کردند. آنها در نقش معلم، محقق، رئیس دانشگاه یا رئیس بیمارستان فعالیت داشتند و همین موقعیت های خاص بود که توسعه ی اصول علمی را با محوریت بهداشت و سلامت فرد و اجتماع به دنبال داشت. (کوریل، 1953 )
اولین اقدامات برای ارائه ی تعریف و چارچوبی مشخص در انسان شناسی پزشکی حول محور قوم نگاری[9] و مطالعه بر روی مناسک و مذاهب؛ فرهنگ و مکاتب فردی در قوم شناسی[10] ؛ ریشه های نیرومند انسان شناسی فیزیکی[11]؛ و نیز عملکرد همزمان جنبش های بین المللی برای رسیدن به بهداشت عمومی و آرمانی می چرخید.( جانسون وسرجنت، 1990؛ ریاسیو، 1999 ) علاوه بر این، دست کم سه حوزه ی نظری، تاثیر عمیقی در گسترش انسان شناسی پزشکی داشت. یکی انسان شناسی بوم شناسی[12]، بر اساس روابط متقابل و دائم فرهنگ و محیط؛ دوم نظریۀ تکامل [13] بر اساس علوم زیستی که چشم اندازهای کوتاه و دراز مدت را مطرح می کنند؛ و سوم مطالعه روی سلامت ذهن و اختلالات خاص فرهنگی که شکل دهنده ی تظاهرات بیمارگونه ی وابسته به فرهنگ[14] هستند. ( مک الروی و تاون سند، 1989 )
طی سه دهه ی اخیر انسان شناسی پزشکی اهمیت زیادی یافته و رشد بسزایی داشته است، که البته سیاست های سازمان بهداشت جهانی[15] نیز ممنون بود. ( کانسیگلیر، 2001 )
در ایران از سال 1383 به همت انجمن انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران این دانش رسماً به جامعه ی علمی کشور معرفی شد؛ هر چند زیر مجموعه هایی از آن نظیر طب عامه، طب سنتی و همچنین جامعه شناسی پزشکی سوابق طولانی تری داشته اند. ورسلی[16] ( 1982)، یونگ[17] (1982)، لندی[18] (1984)، بائر[19] و سینگر و ساسر ( 1997 )، بهترین تعاریف را از تاریخ و مضامین انسان شناسی پزشکی ارائه داده اند.
دیدگاه های عمده در انسان شناسی پزشکی:
الف) رویکرد مستقیم انسان شناسانه[20] : در این رویکرد، جنبه های گوناگون « زندگی انسان» از جمله نظام بهداشتی و در مانی و ابعاد آن، در کنار نگرش ها و نظریات مطروحه مورد مطالعه قرار می گیرد. مطالعۀ تاریخ انسان شناسی همراه با تاریخ طب؛ روشهای مطالعه در انسان شناسی، رویکردهای نظری در انسان شناسی، زبان و ارتباطات به خصوص در حوزۀ طب و طبابت، به سلامت ازدواج و خانواده و تنظیم آن؛ نقش مذهب و مناسک ، سیاست و قدرت و اقتصاد ، از عمده مباحث مورد بحث در این رویکرد است.
ب) رویکرد انسان شناسی پزشکی: در این رویکرد، بر خلاف رویکرد قبلی، بیشتر به جنبه های پایه و نظری مورد استفاده در حوزۀ انسان شناسی پزشکی و تحقیقات آن تکیه می شود. روش تحقیق دربارۀ بیماریها، ناخوشی ها، احساس سالم بودن، بهداشت، درمان و مراقبت از دیدگاههای فرهنگی و اجتماعی از اصول این مطالعات است.برخورد عملی و کاربردی و روش شناسی پویا در اولویت پژوهشهای صورت گرفته قرار دارد.
ج) مطالعات سلامت و بهداشت کودکان با رویکرد فرهنگی: نقش و تأثیر فرهنگ و رفتارهای تربیتی در خاستگاه بیماریهای اطفال و پیشگیری از آنها؛ بررسی تاریخی و فرهنگی از درک ، فهم و شناخت « کودک» ، « دورۀ کودکی» و «مراحل رشد و بلوغ » ؛ آشنایی با دیدگاه کودک از موضوع سلامت و ناخوشی و نمودهای فرهنگی نشانه های آن؛ کودکان خیابانی؛ کودکان بی سرپرست ؛ کودکان مهاجر؛ کودکان با بیماریهای مزمن؛ کودکان معلول؛ کودکان با نقش بزرگسالان؛ کودکان آزار دیده و ... از عمده سرفصلهای مطالعات در این حوزه می باشد .
د) جنسیت ، سلامت جنسی، تولید مثل و نازایی: این حوزه به بررسی و مطالعۀ نیازهای جنسی، سلامت باروی مردان و زنان در بافتهای فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی متفاوت ؛ نقش و تأثیر برتری جنسیتی در اجتماعات و فرهنگهای مختلف؛ نابرابری جنسیتی؛ آسیب پذیری زنان در حاملگی های ناخواسته ؛ بیماریهای مقاربتی، ایدز و سوء استفاده های سکسی ؛ نقش جامعه، فرهنگ، سیاست و اقتصاد در بهداشت روابط جنسی و باروری، می پردازد.
هـ ) فرهنگ، روانشناسی و روانکاوی: رویکرد این حوزه عبارت است از : بررسی و تحلیل و شکایتهای موجود در هر فرهنگ خاص از دید گاه روانشناسانه؛ نقش فرهنگ در مراحل شناخت و روحیات و برخورد درمانگرانه با معضلات مرتبط با آنها؛ ساختار فرهنگی در شکل گیری روان ، عدم تعادل آن؛ بیماریهای فرهنگی و آسیب های اجتماعی.
و) ایدز در قرن 21 از دیدگاه انسان شناسی پزشکی: تهیۀ نگرشی جامع از دید انسان شناسی به ایدز؛ فهم و تحلیل ایدز از جنبۀ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی؛ بررسی و ارزیابی امکانات روشهای کمی و کیفی در مطالعات ایدز، سر خطهای اصلی این حوزه را تشکیل می دهند.
ز) ابعاد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بیماریهای عفونی: این رویکرد به بررسی جوانب فرهنگی و اجتماعی در سرایت بیماریهای عفونی؛ تلقی های فرهنگی و عکس العمل های مردم در مواجهه با بیماریهای عفونی؛ دیدگاه تاریخی در بررسی شیوه های تکنیکی پزشکی طی برنامه های کنترل در کنار مطالعات فرهنگی و اجتماعی، می پردازد.
ح) قوم نگاری سلامت و مراقبت های بهداشتی: این رویکرد که یکی از مهمترین و رایج ترین رویکرد ها در مطالعات انسان شناسی پزشکی است ، در مجموع با انجام تک نگاریها و تحقیقات میدانی در نقاط مختلف جهان و میان اقوام گوناگون به ویژه آفریقا و آسیا به بررسی سلامت ، طبابت و بهداشت و روشهای خاص هر قوم ومنطقه در این زمینه از دیدگاه انسان شناسی و مردم شناسی می پردازد.
ط- مطالعۀ بیماری و سلامت با رویکرد انسان شناسی همه گیر شناسی: در این رویکرد تلفیقی از روش شناسی انسان شناسی با روش شناسی همه گیر شناسی صورت می گیرد . نقش همه گیر شناسی در انسان شناسی پزشکی ؛ تعریف و ارزیابی موارد شیوع بیماری ها؛ میزان حملات؛ ریسکهای مرتبط ؛ روشهای کنترل؛ نقش انسان شناسی همه گیر شناسی در برخی بیماریهای عفونی و مزمن مثل اسهالها؛ عفونتهای حاد ریوی، ایدز؛ دیدگاه جهانی شدن در معضلات مبتلا به همه گیر شناسی و نقش انسان شناسی در این میان و ... عمده سرفصلهای مورد بحث در این رویکرد است.
ی) روشهای تحقیق در انسان شناسی پزشکی: این موضوع ، خود جایگاه خاص و مستقلی را در مطالعات انسان شناسی پزشکی در بر می گیرد. طراحی طرح تحقیق با توجه به حوزه و رویکرد مورد نظر؛ انتخاب مسئله با توجه به تعاریف موجود؛ انتخاب سویه های نظری و مضامین تحلیلی که نقشی در درک بهتر مسئله ایفا می کنند ؛ نقد و ارزیابی مطالعات صورت گرفته در خصوص مسئلۀ مورد نظر؛ طبقه بندی اطلاعات و ... از وظایف و عملکردهای این حوزه است.
آنچه در فوق آمد، رویکردهای عمده و نوین محققان در حوزۀ انسان شناسی پزشکی است؛ هر چند نباید از دیدگاههای مهمی نظیر طب کار، تاریخ طب، بوم شناسی، جنگ و بسیاری موارد دیگر غافل بود.
آشنایی با چند طرح تحقیقاتی:
در این قسمت برای آشنایی دانشجویان و محققان ، برخی طرحهای پژوهشی مورد نظر در دانشگاه آیوا[21] ، صرفاً نام برده می شود:[22]
- سیاستهای محلی / جهانی در خصوص مشروبات الکلی در میان زنان بومی آمریکای شمالی .
- تغییر فرهنگی و فشار خون در موزامبیک .
- معرفت شناسی فرهنگی دربارۀ عدم تساوی نژادی / قومی در نظام بهداشتی آمریکا.
- بهداشت عامۀ مردم آنگولا پس از جنگ.
- تجارب والدین هم جنس باز در آمریکا.
- نظریه های فمینیستی در انسان شناسی پزشکی .
- استفاده از ماریجوانا، در نقش درمانی، بین مادران جامائیکایی.
- مطالعات جمعیت شناختی در خصوص بهداشت روستاها.
- علت شناسی ، درمان و پیشگیری از پلاژیوسفالی.[23]
- ارزیابی بهداشت و حقوق بشر در جنگ به عنوان یک سیاست بین المللی.
- اصلاح مهارتهای پزشکان در اطلاع رسانی به بیماران.
- اصلاح مراقبتهای درمانی برای افراد مسن در جوامع اقلیت های قومی آمریکا.
در این مقاله سعی بر آن بود تا نمایی کلی برای آشنایی بیشتر دانشجویان و محققان علاقه مند به حوزۀ انسان شناسی پزشکی، ترسیم شود و با ارائه تعریفی از این دانش، وسعت و دامنۀ عملکرد آن در تعامل با سایر رشته ها وعلوم مرتبط مشخص گردد. تاریخچه ای مختصر از شکل گیری این رشته به عنوان دانش مستقل و نیز رویکردهای عمده و مهم امروزی آن در کنار معرفی چند طرح پژوهشی، دید و نگرشی روشن تر را به خوانندگان می بخشد . توجه به موضوعات مطرح شده، امکان تفکر و گزینش طرح های مشابه کاربردی و رهیافتی عملکرد در این حوزه را در کشور ایران ؛ برای محققان فراهم می آورد.
این وبلاگ را سال 1384 ساختم و به عنوان تریبون گروه ما در انجمن علمی دانشجویان انسانشناسی دانشگاه تهران آغاز به کار کرد؛ آن هم در شرایطی که به زبان فارسی، هنوز پایگاه اینترنتیای برای رشتهمان وجود نداشت. اینجا تجربه ما بود از انسانشناسی خواندن در ایران، زمانی که تازه دانشجو شده بودیم.