گزارش کارگاه پروپوزال نویسی
پنج شنبه 27 ارديبهشت 1386 آخرين کارگاه دکتر فکوهي در شهر يزد با موضوع پروپوزال نويسي برگزار شد.
اجزاي پروپوزال:
پروپوزال بايد شامل اين موارد باشد: موضوع، عنوان، طرح مسئله، مقدمه، پيشينه تحقيق، چهارچوب نظري، پرسشهاي تحقيق، روش شناسي و منابع.
1)موضوع:
موضوع چهارچوب کاري است که پژوهشگر انتخاب ميکند. در بيشتر مواقع موضوع و عنوان يکي تصور ميشوند اما منطق انتخاب عنوان و انتخاب موضوع يکي نيست. موضوع نشان دهنده حرکت پژوهشگر از يک ميدان مانند زنان، جوانان، شهر تهران،... است. به طور مثال هويت موضوع يک پژوهشگر است و "بررسي انسانشناختي نمادهاي هويت قومي در بازارچه مريوان استان کردستان" عنوان پژوهش وي است، به عبارت ديگر عنوان نشان ميدهد که پژوهشگر در اين پژوهش برکدام جنبه از موضوع متمرکز شدهاست.
- لزوم انتخاب موضوع:
پژوهشگري که قصد ادامه ادامه کاربه صورت حرفهاي در حوزه انسانشناسي رادارد، نبايد به صورت اتفاقي يا علايق دورهيي به انتخاب موضوع بپردازد بلکه بايد براي خود يک خط سير حرفهاي بر اساس يک موضوع ثابت در نظر بگيرد.
انتخاب سريعتر موضوع پيامدهاي مثبتي دارد:
- کسب تخصص در حوزه موضوع: رقابت فشرده پژوهشگر را واميدارد تا هر چه سريعتر وارد بازار کار شود و در اين حالت داشتن تخصص بر روي يک موضوع براي پژوهشگر امتياز بزرگي محسوب ميشود.
- تسلط بر موضوع: پژوهشگر به هر ميزان موضوع خود را سريعتر انتخاب کند فرصت بيشتري براي بررسي جنبههاي مختلف موضوع، مطالعه کتب و منابع، تسلط بر مفاهيم و آشنايي با افراد مطرح را خواهد داشت که در رقابت فشرده براي ورود به بازار کار براي وي امتياز بزرگي محسوب خواهد شد.
چگونگي انتخاب موضوع:
پژوهشگر براي انتخاب موضوع در مرحله اول بايد بر اساس دغدغههاي خود عمل کند. بايد توجه کرد که علاقه به معناي نزديکي فيزيکي يا تصورات ذهني نيست بلکه به معناي محسوس بودن موضوع است. براي آزمايش ميزان محسوس بودن موضوع پژوهشگر ميتواند از تجربه زيستشده با موضوع يا مطالعه استفاده کند. به طور مثال پژوهشگري که گمان ميکند به مطالعات روستايي علاقهمند است بايد چند ماه مرتب به روستا برود و در ميان روستاييان زندگي کند تا از ميزان علاقه خود مطمئن شود. مطالعه راه ديگري براي انتخاب موضوع است، پژوهشگر با مطالعه منابع و کارهاي انجام شده مي تواند سريعتر به انتخاب موضوع بپردازد.
-پيامد منفي تغيير موضوع:
تغيير مداوم حوزه کاري علاوه بر اين که امکان کسب تخصص در موضوع را ازبين ميبرد شخصيت حرفهاي پژوهشگر را نيز زير سوال مي برد.
2)عنوان
عنوان يکي از مهمترين مسائل در پروپوزال نويسي است. عنوان مانند نماي بيروني ساختمان است که علاوه بر اين که نشان ميدهد فرد به کجا وارد ميشود نقش مهمي در جلب توجه افراد دارد. تطابق نداشتن عنوان و مطالب تحقيق باعث اختلال شناختي ميشود و در نتيجه از علاقه خواننده خواهد کاست.
-اهميت عنوان:
روزانه هزاران متن در حوزه علوم اجتماعي توليد ميشود. پژوهشگر براي موفقيت در اين رقابت فشرده بايد اثر خود را با استراتژيهاي خاصي ارائه کند. عنوان مناسب يکي از مهمترين شيوهها است که باعث ديده شدن و خوانده شدن کار ميشود زيرا عنوان مناسب نشان دهنده حرفهاي بودن پژوهشگر است.
استراتژي انتخاب عنوان مناسب:
1-سادگي عنوان: محقق در انتخاب کلمات بايد اصل را بر سادگي بگذارد و از هر نوع بازي با کلمات پرهيز کند.
2-مفاهيم عنوان: عنوان بايد ميدان تحقيق و رويکرد پژوهشگر را مشخص کند. به طور مثال عنوان "بررسي انسان شناختي مسئله بيکاري دختران جوان درشهر يزد" نشان دهنده روش انسانشناختي، رويکرد توسعه محور و ميدان شهر يزد است.
3- اندازه عنوان: حداکثر کلمات عنوان بايد ده کلمه باشد و پژوهشگر براي انتخاب هر کلمه بايد دليلي منطقي داشتهباشد.
اهميت اندازه و کلمات عنوان در جستجوي الکترونيکي بسيار زياد است. سيستم گوگل به صورتي طراحي شدهاست که کلمات و ترکيب کلمات رايج در صدر لينکها قرار بگيرند.(بهترين شيوه براي جستجوي ترکيب کلمات قرار دادن آنها داخل گيومه است)
3)طرح مسئله
پژوهشگر در طرح مسئله بايد توضيح دهد که چرا اين جنبه از موضوع به مسئله وي تبديل شدهاست. طرح مسئله متعلق به پژوهشگر است و چرايي موضوع از زبان پژوهشگر توضيح داده ميشود. به طور مثال پژوهشگر در طرح مسئله يک پروژه با عنوان " بررسي پيک نيک زنان با مطالعه تطبيقي ميان تهران، بروجرد و قم" نبايد به توضيح پيک نيک يا زنان يا شهرها بپردازد بلکه بايد توضيح دهد که چرا پيک نيک زنان براي وي اهميت يافتهاست. مهم ترين نکته در ارائه يک طرح مسئله مناسي بيان ديدگاه شخصي پژوهشگر است و اين که وي با چه ديد تازهاي موضوع را بررسي کردهاست و يا چه يافته جديدي به دست آوردهاست.
بيان تازگي و اصالت در طرح مسئله:
پژوهشگر چگونه ميتواند در طرح مسئله ادعا کند که پژوهش وي حاوي يافتههاي جديدي است؟
پيش فرض در انسانشناسي اين است که درباره همه موضوعها کار شدهاست و پژوهشگر زماني ميتواند ادعاي رسيدن به يافتههاي جديد را داشتهباشد که با ادبيات آن موضوع آشنايي کامل داشتهباشد يا به گفته بزرگان آن حوزه استناد کند.
براي درک بهتر مفهوم تازگي بايد به contribution توجه کرد اين واژه انگليسي به معناي سهيم شدن در انباشت دانش يک موضوع است، به عبارت ديگر تازگي کار به معناي سهم آن در انباشت دانش است.
سوال مهم در ارتباط با تازگي کار اين است که آيا امکان به وجود آوردن و رسيدن به يافته و نتيجه جديد وجود دارد؟ پاسخ به اين پرسش مثبت است زيرا هر فرد ذهنيت متفاوتي دارد و اين ذهنيتهاي متفاوت ميتوانند تا بينهايت ترکيب شوند و ترکيبهاي شناختي جديدي به وجود بياورند.
-اهميت طرح مسئله:
موسسات در انتخاب پژوهشگر ابتدا به طرح مسئله ارئه شده بسيار اهميت ميدهند و مولفههايي مانند موضوع و تجربهکاري و... در مراحل بعدي اهميت قرار دارند.
4)مقدمه
پژوهشگر در مقدمه مباحث کلي پروژه خود و ساير کارهاي انجام شده را مطرح ميکند. پژوهشگر ميتواند با ارائه يک مقدمه مناسب زمينه را براي ورود خواننده به مطالب اصلي فراهم کند.
5)پيشينه تحقيق
پژوهشگر در بخش پيشينه تحقيق نبايد صرفا به ذکر منابع اکتفا کند بلکه بايد مجموعه کارهاي ارائه شده در اين زمينه را با يک تحليل منطقي با يکديگر ترکيب کند و اين امر مستلزم تسلط بر تمام يا بخش مهمي از ادبيات موضوع است. اهميت پيشينه تحقيق در اين است ميزان اشراف محقق را به موضوع نشان ميدهد.
6)چهارچوب نظري
پژوهشگر در اين بخش با توجه به پبشينه تحقيق و طرح مسئله بايد آن چه را در ذهن دارد بيان کند و نبايد تنها ذکر نظريات ديگران بپردازد.
7)پرسشهاي تحقيق
در اين بخش پژوهشگر طرح مسئله خود را به صورت ساده و در 5 تا 6 سوال مشخص مطرح ميکند و در 5 تا 6 فصل يافتهها به آنها پاسخ ميگويد.
8)روششناسي
پژوهشگر در اين بخش بايد بيان کند که آن يافته جديدي که در طرح مسئله ادعاي رسيدن به آن را داشتهاست چگونه و با چه روشهايي ميبيند و بررسي ميکند و نيز ضرورت و ميزان موثر بودن روشها را مشخص کند.
بخش روششناسي در پروژههاي خارج از دانشگاه اهميت کمتري دارد.
اندازه پروپوزال:
شکل و اندازه پروپوزال توسط کارفرما تعيين ميشود.
این وبلاگ را سال 1384 ساختم و به عنوان تریبون گروه ما در انجمن علمی دانشجویان انسانشناسی دانشگاه تهران آغاز به کار کرد؛ آن هم در شرایطی که به زبان فارسی، هنوز پایگاه اینترنتیای برای رشتهمان وجود نداشت. اینجا تجربه ما بود از انسانشناسی خواندن در ایران، زمانی که تازه دانشجو شده بودیم.